تبليغاتX
بی تو هرگز ......

 

 

                  خاطره شادمانی دیروز بزرگترین غمی ست که امروز داریم

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 20:43 توسط MAHSA |

 

      

سالها زیسته ام بی آنکه دقیقه ای از آن لذت ببرم

قرنها زندگی کرده ام بی انکه معنی حقیقی عشق و دوستی رابیابم .

همیشه کاویدم تا بتوانم کسی را دوست خود بدانم ولی هرچه گشتم کمتر یافتم

گاهی کسی سر راهم قرار گرفت چند صباحی با من بود ولی . . . .

افسوس . . . . . . . . . نمی دانم ؟؟!!

تا اینکه . . . .

شاید تقدیر و سرنوشت از من گریزان بودند

که تو را بر سر راهم قرار دادند

در وداع چشمانت انجا که خنده هایت رنگ می گیرند

نوری است که قلب مرا روشن می کند و من به ان نور زنده ام .

 

ای نازنینم :

 

نه شاعرم که در مدح تو چکا مه ای سرایم

و نه نویسنده ای چیره دستم که تو را به کلمات بسپارم

من با نداشته هایم به سراغ توامده ام تا بگوییم .....

دوستت دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:15 توسط MAHSA |

 

    

 

خاموش میشوم و مکث میکنم           تو آه می کشی                  من گریه می کنم

              دیوانه می شوم                        تو روی دفترم یک قلب می کشی       یک راه می کشی  

                                   من روی راه تو صد اشک می کشم

 تو قهر می کنی        یک ماه می کشی      من روی ماه را نقش تو می کشم      تو ناز می کنی

آرام می شوم       تو با مداد سبز آغاز می کنی           یک راه می کشی               یک دشت می کشی      من سنگ می کشم   با جوهری سیاه تصویری از خودم       دلتنگ بی رنگ می شوم

چون سنگ می شوم        از دوری تو باز افسرده می شوم      من روی صورتت صد بوسه می زنم               دیگر نمی روی  آرام می شوم                 اما تو نیستی !!!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:39 توسط MAHSA |

 

یکی داشت یکی نداشت

 

اونی که داشت تو بودی و اونی که تو را نداشت من

 

یکی خواست و یکی نخواست

 

اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن را نخواست من

 

یکی آورد و یکی میاورد

 

اونی که اوردو تو بودی اونی که به جز تو به هیچ کس ایمان نیورد من

 

یکی موند و یکی نموند

 

اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمیتونست بمونه من

 

یکی رفت و یکی نرفت

 

اونی که رفت تو بودی و اونی که بخاطر تو تو قلب هیچکسی نرفت من

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 15:8 توسط MAHSA |

 

  

می دونم می خوای بری منو تنها بذاری

 

می دونم چشات می گن دیگه طاقت نداری

 

می دونم خسته شدی مرغ پر بسته شدی

 

دیگه تو بال پری واسه پرواز نداری

 

می دونم دست تو نیست رفتن ا پر زدنت

 

اخه اگه با تو بود من بودم همسفرت

 

می دونی رفتن تو توی تقدیر منه

 

گریه های بی صدا سهم فردای منه

 

میدونم مال منه همه جدای ها

 

همه ی غمهای دنیا همه تنهایی ها

 

میدونی اشکای من دیگه طاقت ندارن

اخه تو که نباشی دیگه مانع ندارن

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 22:34 توسط MAHSA |

 

 

اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی

اگر روزی تهدیدت کردنند بدان در برابرت ناتوان بوده اند

اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست

اگر روزی ترکتت کردن با تو بودن لیاقت می خواهد

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 20:58 توسط MAHSA |

 

 

از پس شیشه عینک استاد ....

سرزنش وار به من می نگرد ، باز در چهره ی من می نگرد

که چه ها در دل من می گذرد ، می کند مطلب خود را دنبال

بچه ها ! عشق گناه است گناه  وای اگر به دل نخواسته ای خود شکر عشق بتازد بی گاه .....

می نشینم همه ساعت خاموش ، در دلم با غم خود غوغا یست

مبصر امروز چرا اسم مرا می خواند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بی خبر داد کشیدم : غائب

رفقایم همگی خندیدند : که جنون گشته به طفلک غائب

رفقا هیچ نمی دانند که من آنجایم ، دل جای دگر ....

دل آنهاست پی درس و کتاب   دل من در پی سودای دگر

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 20:49 توسط MAHSA |

     

        بی تو بدون چقدر سخته

      با تو بودن هم خودش سخته

      بی تو فکر کردن محاله

      با تو بودن هم یه خوابه

      گفته بودی تو را از یاد خوهم برد                       ولی نبردم

      گفته بودی دل به دیگری خواهم سپرد                  ولی نسپردم

     گفته بودی فراموشت خواهم کرد                       ولی نکردم

     گفته بودی غباری بر خاطرات خواهد نشست         ولی ننشست

     ومی خواهم بدونی اگه کفر نیست

     گفته بودی تو دستت را بالا بگیر خدا خودش می ببین                          

     ولی اون دستم رو نگرفت

     و بدان که

     اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست

     وفا انست که نامت را همیشه زیر لب دارم

     و بدان که

     گر یادم اوری یا نه من از یادت نمیکاهم

     و من تو را چشم در راهم

     و بدان که

     در خیال و اندیشه من تویی

     نه همین شب که همه شبها توئی      

     تو دلم تویی اون و با کسی اشنا نکردم

     تا قیامت هم تو را من از خود جدا نکردم 

     و بدان که

     شاید چیزی نمی گم ولی شبها تا سحر منتظرت می مونم

     به خدا محاله به یادت نباشم

     زیر اسمون پر ستاره به یادت نباشم

    کاش می شد کنارم می ماندی و دستم را در دستت می فشردی

    کاش می دانستی دلم برایت تنگ هست

    به اندازه همین فاصله ها که ما بین من و توست

    کاش می دانستم  این سکوت را تا به کی ادامه خواهی داد

    کاش می گفتی این بغض نشکفته تا به کی بشکفته خواهد شد

    و کاش می شد  می دانستم که این فاصله ها تا به کی برچیده خواهد

    شد

    من نمیدانم بی من کجا رفتی و من بی تو به کدامین سرزمین پناه خواهم

    برد

    و تو ای ناز بدان که .....

    اکنون چون درختی خشک و بی بارم

    و گلی خشکیده در سینه دارم

    و من هنوز در تردیدم

    که ایا گریزی از این فاصله نبود 

    و من هنوز هم در تردیدم

    که ایا گریزی از این فاصله نبود

    و من هنوز در اندیشه اینم

    بعد از تو از کدام دریچه اسمان را به تماشا بنشینم

    ومن هنوز در پاسخ این سوالم

    که ایا به راستی

   خود کرده را هیچ تبدیر نیست

   پس نقش تو در این ره چیست ؟

   اه نمی دانم

   که این تقدیر من بود

   یا سرنوشت تو بود                    

 

 

 

    تقدیم به کسی که وسعت  قلبش به اندازه ی تمام عاشقانه های

    روی زمین است 

   برای او که به رنگ ابی دریاهاست

   برای او که افتاب مهرش هیچگاه در قلبم افول نمی کند

   کسی نیست جز امیر عریرم

 

 

                  

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:13 توسط MAHSA |

 

  هرگاه تصمیم مهمی میگیرم آن را با تو در میان می گذارم ، هرگاه روزی سخت در پیش رو   دارم در کنار تو بودن دشواری اش  را از یاد میبرد ، هرگاه که دلسرد میشوم از آنچه که میکنم میتوانم به دلگرمی های تو تکیه کنم ، هرگاه برای من پیشامد نیکی رخ میدهد شادمانی تو نیکی آن را دوچندان میکند هرگاه رویایی نو در سر دارم میتوانم به پشتیبانی تو تکیه کنم ، هرگاه که میبینم در پی انجام کار خطایی هستم تنها ، تنها بوسه ای از جانب تو مرا به راه راست باز میگرداند . بدان خاطر که میفهمم هیچ چیز در زندگی پر ارزش تر از عشق تو نیست و من در اوج خوشبختی ام چون در کنار تو هستم از تو متشکرم و تنها می گویم عاشقت هستم ........

 

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 6:19 توسط MAHSA |

 

 

  کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم....
  باورم نمیشود که از من این همه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند....
  کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم.... 
  کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم .... ای کاش ، ای کاش ، ای کاش....
  دلم بدجور هوای تو را کرده هست عزیزم .... دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست ای بهترینم....
  باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا میکند
  و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا میکند ، امواج تنهایی مثل  خنجر در قلبهایمان می  نشیند .... 
  و ای کاش در کنارم بودی ... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی میکردی....
  باورم نمیشد ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا در این دنیا تنهای تنهایم ....بی کس ، بی نفس  میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است....
 کاش که تو در کنارم بودی....آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم....
 سخت است ولی باید نشست در گوشه ای و گریست و انتظار کشید تا تو به سوی من
 بیایی... و ای کاش تو در کنارم بودی ، باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ،  دلم  بدجور برای تو تنگ است ... باورم نمیشود که رفته ای....

                                               

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 6:15 توسط MAHSA |

 

 

دیگر نگران نیامدت نمی شوم

نام  تو در امتداد همه خطوط زندگی

پیداست هنوز فاصله ها هستند اما ....

ضرب آهنگ دلم به یاد آخرین دیدار

هنوز آهنگ دیگری دارد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 22:19 توسط MAHSA |

 

 

احمق ترین عضو بدن آدمی قلب اوست

که به رغم پوچی بیهودگی هایش باز هم

 امیدوارانه ، مضطربانه ، خشمگینانه ، عاشقا نه

و یا با هزاران انگیزه دیگر که زندگی بر آن بار

 می کند با می تپد می تپد می تپد......

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 22:15 توسط MAHSA |

 

  وقتی میشی نیاز من اگه نباشی پیش من

  اشکای چشمام ببین که میریزه به پای تو

  بازم که بیقرارمو دلواپس نگاه تو

  تموم هستی منی بمون همیشه پیش من

  اگه شدم عاشق تو نذار که بی تاب بمونم

  لالایی شبام تویی نذار که بی خواب بمونم

   دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی

  فقط یه چیز ازت میخوام همیشه عاشق بونی

  دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود

  واژه ها را ولش کنیم عشقمو ازچشام بخون

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 23:50 توسط MAHSA |

 

 تقدیم به عشق ها ، آرزوها ، امیدها ، انتظارها و به جان هایی که عذاب می بخشند از  عذاب  عشق لذت میبرند تقدیم به تشنگانی که در آرزوی آب  میلرزند بر آب میمیرند و باز   هم از آب میترسند از آب میگریزند.

 تقدیم به قلبهای فشرده شده به احساسات آتش گرفته و تباه شده تقدیم به تو ای عشق که  دوستت دارم تقدیم به شکوه شب درسکوت مهتاب تقدیم به آنان که همچون میان گریه می خندند و جمعی را سرگرم می کنند و بلاخره تقدیم به تنها کسی که شمع وجود من است

و نزدیکتر از همه به من است . تقدیم به امیرم  

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 4:38 توسط MAHSA |

 

در میان خنده ها وگریه هایم همیشه کسی هست که ترانه هایم را تقدیمش می کنم ترانه ای

  خواهم ساخت و به چشمانش خواهم باخت هر شب برای چشمانش ستارهای از آسمان

 عشق می چینم و هروز از آنگاه خورشید سخن می گوییم صدای او صدای آواز برگهای صنوبر است و قلب او نیز همیشه در گهواره کوچک قلبم خواب است او را می شناسم و او را با تمام  وجود دوست دارم .

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 4:37 توسط MAHSA |

 

 

وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو

 

غیر دل هیچی ندارم که بدونم لایق تو

 

دلم از مال دنیا به تو هدیه داده بودم

 

 با تمام بی پناهیم به تو تکیه داده بودم .

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 4:36 توسط MAHSA |

 

زندگی فرصت بس کوتاهیست تا بدانیم که مرگ ؛ آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک... نفس سبزبهاری جاریست " 

 " کاش می شد عشق را تفسیر کرد - خواب چشمان تو را تعبیر کرد - کاش میشد در حریم سینه ها - خانه عشق را تعمیر کرد "

 با همه چیز و همه کس در آمیز .اما با هیچ چیز و هیچ کس آمیخته نشو .در انزوا معصوم ماندن نه سخت است ونه ارزش دارد "

 " خداوندا سرنوشت مرا خوب بنویس و تقدیرم را مبارک و کاری کن که آنچه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم و آنجه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 7:44 توسط MAHSA |

اول از همه سلام به گل پسر خودم امیدوارم که همیشه خوب باشی .

دوما ممنون از همه شما هایی که امدید و وقتتون صرف خوندن این وبلاگ کردید .

سوما من این وبلاگ به این خاطر نوشتم تا شاید بتونم از زحمتایی که گل پسر

کشیده یه جوریا کم کنم .

چهارم تا یادم نرفته نظر یادتون نرهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

Home
Email
Night Skin